شهر بازی لاله پارک
دخملی مامان هر موقع از دهنم کلمه لاله پارک بیرون بیاد سریع می گه بریم و یک روز از بابایی خواستم تا ما رو اونجا ببره مخصوصا شهر بازیش برای آیلا البته ناگفته نمونه تا حرکت می کردیم باید پول می دادیم ولی مهم لذتی بود که آیلا برده تازه برای دفعه بعد به خودش قول داده بره با نقاشی کامپیوتری بازی کنه.

بالاخره طلسم ترس از ترومپولین شکسته شد هر چند اولش می ترسید و محکم دست من رو گرفته بود ولی بعدا دیگه حاضر نبود پایین بیاد

اوه چه خندان و شاد

خسته شدی نه بابا دارم به یک دختر کوچولو که اونطرف بازی می کنه نگاه می کنم

خوب بذار ببینم گاز کجاست ؟

اوه سرعت چه کیفی داره هورااااا

در حال جمع کردن مهره

چه شتر مرغی شیطونی حسابی خستم کرد اوه

دیگه همه جور سواری دیدیم جز زرافه سواری ( یادش به خیر آیلا وقتی خیلی کوچیک بود به زرافه سلابا می گفت )

چه گوریلهایی وااا. چی حرف شما رو نمی فهمند؟

میمونه خیلی شیطونی می کنه؟

ای ول این دیگه آخرشه کنار ببری . راستش رو بگو دندوناش رو کشیدن ؟


شهر بازی لاله پارک
